X
تبلیغات
رایتل

۴

یکشنبه 6 دی‌ماه سال 1388 ساعت 10:35 ب.ظ

نمیدونم اما بازم موندم.چرا؟نمیدونم.به عمارت رفتم به سکوت اونجا پناه بردم.ارام بود مثل همیشه،به ان روزها اندیشیدم که اینجا اینگونه متروکه نبود اه زمان میگذره اما خاطره های اینجا هنوز زندست و هنوز بوی ان سفر کرده را به همراه داره.درختان سالهاست در سوگ برهنه ایستاده به انتظار باغبان مهربانن گویا از زمان سفر او تاکنون بهار پا در عمارت نگذاشته.گربه ای سیاه با چشمانی کهروبای خود به من خیره شد اما او نیز به دنبال صاحب ان عمارت بود...کسی که هنوز اتاقش بوی ان لحظه ای اخر را داشت که او سفر بی بازگشتش را اغاز کرد به اتاق خیره شدم من باور ندارم که رفته...رفته؟؟؟رفته؟؟؟رفته؟؟؟

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo