رفتن

چهارشنبه 18 فروردین‌ماه سال 1389 ساعت 09:16 ب.ظ

برام دیگه هیچی معنا نداره...

میخوام برم نه تنها از دنیای مجازی که از دنیای واقعیم بریدم و در اتاق را میخوام ببندم...

همیشه و هم جا یه مهمان بودم که باید بعدا میرفتم وگرنه میشکوندنم و وادارم میکردن برم..

حالا دلم میخواد که زود همه چیز تموم شه...

نه مبارزه نه تلاش نه نه نه

چرا باید از اینکه مرگ نزدیکمه ناراحت باشم وقتی که حضورم سرشار از عدم حضوره...

اه

دلم سرشار از شکستنها و نبخشیدنهاست...

این اپ اینجا میزارم چون عمارت و مامن گاهی بود که چند ماهی مرا در خودش جا داد حالام ترکش میکنم...

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo